این است اوج حقارت ما . . .
پ.ن:
من رو از آخر بازی نترسون!
بی روحیه
بی حس و حال
من چم شده
هیچ چیزی راضی و ارضا نمی کنه من رو
از هیچ چیزی لذت نمی برم
جذاب نیست برام
همه رو می خندونم شاد نگه می دارم بهشون انرژی و دلگرمی می دم و درد هاشون رو می شنوم و کمک می کنم اما نمی تونم کسی رو شریک خودم بدونم و بااون بگم
خیلی دوست دارم بشینم نگفته ها رو بنویسم اما اینجا رو خیلی ها می شناسن و هم دلم نمیاد این دامین رو رها کنم
احساس خیلی خیلی بدی پیدا کردم
یه جورایی میشه گفت ازشون بدم اومده...
این احساس رو دوست ندارم
اما...
پ.ن:
آقا من دوست دارم بیام اینجا فحش بدم به همه چی!
میشه نخونی اینجارو؟!
پ.ن:
آدما وقتی می میرن چه بلایی سر حرفایی که نزدن میاد؟
استغفار کنید!
خدایا شکرت
این روزا درد و بلاها رسیده به ثانیه!
:دی
پ.ن:
تنم به ناز حبیبان نیازمند شده ست !!
یکی یکی