آرزوی من توئی!
پ.ن:
از درد مگو که پر ز دردم بی تو
هیهات که من شاد بگردم بی تو
پ.ن:
دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین
به خدا معشوقه ی من بالاییست
خواب هم
برای دیدنت!
پ.ن:
به یاد سالهای قبل!
پ.ن:
لطفا سوال نفرمایید و به خودتون نگیرید!
استاد: بچه ها این table ها رو با اوراکل یا mysql پیاده کنید! 1 ساعت وقت دارید 5 نمره . ..
بچه ها : نـــــــــــــــــــــــه! چی میگی؟ اینا؟ 18 تا جدوله با کلی کلید !
استاد: چقدر غر میزنید! 59 دقیقه!
بچه ها : . . . .. . !(فحش به استاد!)
نیم ساعت بعد!
استاد: کی تموم کرده؟
من: من استاد!
استاد : واقعا؟ با همه کلید هاش؟
من: آره!
استاد: آورین آورین پسرم! بچه ها بببینید فلانی همش رو انجام داده شمام میتونید!
استاد: فلانی دیر اومدی اما وقتی اومدی خوب اومدیا!
من: استاد 6 واحد دارم باهات شما یه نمره خوب بده من اصلا باهات تا هر جا بگی میام!
(خنده ی حضار)
استاد: پاشو مشکل خانوم ها رو برطرف کن!
من : استاد من با خانوما مشکل دارم نمیرم!
استاد : پاشو کلاس نزار!
من : استاد خدافظی من امتحان دارم برم . . .
ذارت! (صدای بسته شدن در کلاس)
پ.ن:
کل ترم فکر کنم 4-5 جلسه رفتم سر کلاسش! تهدید به صفر کرده بود . . .
الان با من خوبه دوسم داره :دی
دیرام دارام دینگ دونگ تق! (زنگ موبایل)
بله؟
- صدای یه خانومه : شما به من زنگ زدید!
هان؟ من؟
- بله الان زنگ زدید!
بیخیال بابا من چند روزه به هیچ کسی زنگ نزدم!
- ولی الان به من زنگ زدید!
من که میگم نزدم حالا شما میگی من زدم؟ باشه !
- خب کارتون؟
ما بگیم غلط کردیم بسه؟ بیخیال بابا برو بخواب مورد رو اشتباه گرفتی!
- تق (صدای قطع کردن تلفن!)
پ.ن:
این سومین مورد بود تو این دو سه روزه!
شمارمون هم مث خودمون داغون شده ها! باس عوض بشه!
کلا خالی شدم انگار!
ای بابا
دهه
بسه دیگه!
داستان ماست!
حالا به این اضافه کنید که ماه رمضون تیرماه بایس کار هم کرد!
پ.ن:
من اضافه وزنمو میخواااااااااام
مام که اصلا خوشمون نمیاد :دی
پ.ن:
همش خوبه ها . . . الا اینکه تو نیستی که ببینی که!
بچه مچه های همبازی قدیم رو میشه دیدی زد که
آدم رو یاد چیزایی میندازه که نمیخواد به یاد بیاره!
مثلا چند نفر که قدیما همبازی ما بودن و . . .
ولی خودمونیم ها!
عجب تیکه هایی داره این جامعه مجازی :))