یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

آدم!

آدمی را آدمیت لازم است . . .

پ.ن:

این روزا آدمیت کم شده!

  • یک جنین

نظرات  (۷)

این روزا خیلی چیزا کم شده ادم، ادمیت.....
هوم..
ولی حیوانیت زیاد شده!
الف.ب.پ.ت




ش.


بیکارم!
یاد شعر فریدون مشیری افتادم!

« اشکی در گذرگاه تاریخ »

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود

از همان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیواره چین را ساختند
آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد واین آسیاب گشت و گشت
قرن ها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ ، آدمیت برنگشت

قرن ما
روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا زخوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی پاکی مروت، ابلهی است
صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست
قرن موسی چونبه ها است

روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر
حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را درپیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان یا جان انسان می کنند

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست

در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
بیکاره ها!!!
آهان .ننوشته کپی کرده!
الان خوندمش به نکته ی ظریفی پی بردم!

وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
---------> زهر مارم در سبوست = اشک و خونم در سبوست !!
نسل انسان منقرض شد ...
تیتر روزنامه های ان سال دیگه ...!