یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

هیچ!

تلفن عمومی روبروی خوابگاه قدیمی رو برداشتن!

تقریبا داره تمام چیزهایی که روزی تداعی کننده ی خاطرات مزخرف گذشته بود

جمع و نابود میشه!

و من از این بابت نه ناراحتم و نه خوشحال

آهی می کشم از سر حسرت

حسرت روزهایی که به حماقت گذشت!!

پ.ن:

این روزها در حالت تنفر شدیدی به سر می برم

از خودم و از بقیه

"گور پدرت"

جمله ی غالب کلامم در این روزهاست!

  • یک جنین