یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

نوستالوژی!

حس الآن من که دارم تیتراژ برنامه ی آقای حکایتی رو گوش میدم :

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

رو به روی بچه ها قصه گو نشسته بود

قصه گو قصه میگفت از کتاب قصه ها

قصه های پر نشاط قصه های آشنا

قصه ی باغ بزرگ قصه ی گل قشنگ

قصه ی شیر و پلنگ قصه ی موش زرنگ

آقای حکایتی اسم قصه گوی ماست

زیر گنبد کبود شهر خوب قصه هاست 

یه سری چیزا هم هستن ، مثل دوستای قدیمیت ، مثل خیابونا ، کوچه ها ، که دیدنشون همراه آرامش بهت استرس میده !

مثل وقتی که آهنگی که یه زمان زنگ آدم خاصی بوده رو دوباره بشنوی !

خلاصه اینکه

هیچی!


  • یک جنین

نظرات  (۳)

حالت بده؟
/.
راست می گی ، مثه زنگ گوشی که برای ادم خاصی بوده و دقیقا درد این روزای منه ...
اما وقتی حقیقت اونی نیس که می خوای باید روی همه ی زنگ گوشی ها پا گذاشت بالاخص ادم خاص
وااااای واقعا
امان از این آهنگای خاص!...
مثل این آهنگ :اگه شکسته پای من...مال محسن چاووشی که یه استرس شیرین داره واسه ما...
آخه آلارم گوشیم بود سال کنکور!
پاسخ:
با اون آهنگ کلی خاطره دارم! الان ازش بدم میاد!!