یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

سفر

تا اون زمان که حرکت نکرده بودیم کلی فشار روحی و روانی و فیزیکی بود

تو خوده سفر هم همینطور

فرصت نکردم حتی وارد مناطق بشم بعضا

سخت بود! اصلا حس و حالش جدید بود

آخرش

تو دفتر نشستم

وسایل رو خالی کردیم دورم شلوغه

بچه ها رفتن خونه

دانشگاه تعطیله و فقط ما موندیم

3 روز به عید مونده

تازه زدم زیر گریه!

راهیان 90 هم تموم شد!

کات!

پ.ن:

مسئول بودن سخته

سخت تر از اون تنهاییه آخرشه!

  • یک جنین

نظرات  (۱)

  • حنیفا سادات
  • راستی اخوی
    یه نگاه به این درباره ی وبلاگ ما هم می انداختید بد نبود!