یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

بایگانی مطالب

احساس

پرم از

احساس متناقض

تو بد نا معادله ای

گیر کردم!

یک مساوی با صفر شده!

به من نیگا کن!

خوب ورنداز کردی؟

حالا درساتو خوب بخون تا مث من نشی!!

پ.ن:

متنفرم از تو . . . آره! خودِ بی لیاقتم . . . . ازت بدم میاد. . . .

کافر شده ام ...

حرفی بزن ، ایمان بیاورم

تو ...

کفرم را که در می آوری

ایمانم به تو بیشتر میشود

پ.ن:

از خودم متنفر میشم وقتی میبینم اینقدر سنگ شده ام!

هیچ چیز و هیچ کس برام مهم نیست جز خودم!!

یعنی خودمم نه! رسیدم به چه جایی؟! کسی چه می داند!

خدایا

عوضم کن!

از خود 88 و 89 و 90 بدم میاد . . . . یه چی تو مایه های تنفر!

خود 87 رو خیلی خیلی بیشتر دوست میدارم!

ذره ذره حالمو میگیری؟! دمت گرم یهو یه سرش کن راحت شیم بریم پی بیکاریمون!!

یواش یواش میخوام بزنم تو خط کفر ها. . . . . از ما گفتن!

و بعد از رفتن تو ، چشمه ها خشکید

بهاری زرد مهمان دهِ ما شد!!!

و گویی عشق سیلی خورد

صداقت مرد

+

سخته انقدر نقشت رو خوب بازی کنی که کسی عمرا باور نکنه ممکنه تو هم مشکلی داشته باشی

انقدر خودمو زدم به اون راه

اون راه درد گرفته چه برسه به خودم

هستیم

کمرنگ تر از همیشه!

تو که باشی خیالم راحت است

از بودنت!

بدون هیچ توضیحی این دستنوشته شهید محمد عبدی رو بخونین، خودش گویای خیلی حرفهاست....


ای شهدا برخیزید گویی اینجا همه چیز تمام شده است. و انگار نسل جهاد دیده دیروز به خط پایان رسیده است. اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی به زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان می­شود که همه چیز تمام شده است. باورمان می­شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست باورمان می­شود که ما هم دیگر باید با مد، پرستیژ و آنکارد محاسن و تیپ اداری و خلاصه همه چیزمان مثل آدم شود. اگر شما حرفی نزنید باورمان خواهد شد که امام جلوی چشممان جرعه جرعه جام زهر را نوشید و همگی گفتیم، الحمدالله جنگ خانمانسوز تمام شد.

 شهید محمد عبدی -
 قافله شهدا


ای شهدا که جوانمردی در ذائقه شما بود، لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید زخم ترکش­ها را فراموش کنید و از ما دلجویی نمایید. بعد از شما لباس خاکیمان را از تن در آوردند. اجازه نداریم مثل آنروزها بگوییم التماس دعا، به ما آموختند که چگونه بخوانیم و بنویسیم؟!...... ای شهدا آنچه دنیای بی شما و بی امام را قابل تحمل نموده وجود خامنه ­ای عزیز است. ای خوش انصافها اینجا دیگر بلدوزرهای جهادگران بی سنگر که خاکریزهای صداقت و درستی را بنا می کردند خاموش شده است اینجا فانوسها خاموش شده است. اینجا خیانت به رفیق قاموس فرصت طلبان و رسیدن به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است. ای شهدا اینجا دیگر از عروج خبری نیست و همه از برای فنا شدن دست و پا می­زنند. دستهای ناپاک بهم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دنیا زدگی را جریان دهد.


دنیای غرب بر دلها مثل هوس می­کوبد و در این روزگار مردم پر فتنه­ ای نیز هستند که با زبان دین مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش را می­طلبند و از تکه تکه شدن پیکرها نردبان صعود می­سازند. اگر در برابر مظالمشان کلام حقی بگویی در مسلخ گاه هوا و هوسشان قربانی می شوی و خلاصه اینجا بازار هزار رنگ بی­ مهره­ هاست. اینجا ساکنینش به جرم بی وفایی محکومند. آری شهدا برای همین است که دلمان تنگ شماست از قول ما به امام بگویید که قرار ما این نبود. دیگر از شما گفتن، از چند شب خاطره فراتر نمی رود. بسیجی بودن به همان چند قطره چکانی فلج اطفال خلاصه می شود. گریه و حسرت در فراغ شما به جهالت و هواس پرتی یاد می­شود. ای شهدا به داد ما برسید.

اینجا ماندن سخت است در قنوتمان دلتنگی شماست و در سجده هایمان بی­تابی فراغتان و در رکوع هایمان خمیدگی دوری از شهادت است. ای شهدا سکوت غربتمان دردناکترین دردی است که تاب تحمل را از وجودمان زدوده است ما هرگز به چنین صلح سبزی فکر نمی­کردیم و تنها میدانهای سرخ اندیشه­ مان بود و اینک در قبیله، رد از همه کس، ما بازمانده ترینیم، به بی شهادتی، ریاضت تدریجی مرگ را منتظریم و در تب و تاب وصل به شما لحظه شماریم و اگر این نباشیم باید آنقدر بی­ تفاوت شویم که همه چیزمان را یک شبه فراموش کنیم تا ما هم به نوایی برسیم و از راهکارهای تملق و چاپلوسی با فراموش تفکر امام، خادمین در گاه مصلحت اندیشان شویم.

ای شهدا ما در روزگار فقر محبت نگاهمان لبریز از یاد و التماس به شماست. اگر خوب گوش کنید خواهید دانست که دل شکسته ما بهترین آوازی است که در فراغتان شب و روز می­نوازد. بعد از شما تحمل خیلی چیزها سخت است به بهانه صبرمان، به سکوت مرگ آوری دعوت می­کنند. کامیابی های دنیا مقدمه فراموشی ذکر خداست و خاتمه­ اش با لبخند شیطان مانوس است. ای شهدا ما برای شما صبر می­کنیم و لو با فنا و فراموشی جان. ای شهدایی که در وقت خلوت و جلوت انس یافته­ اند بر دلهای پر رنج ما برآورید. خداحافظ ای شهدا ای گلبرگهای خونین شلمچه، ای لبهای سوخته فکه، ای گلوهای تشنه، ای تشنه­ های فرات شهادت، خداحافظ، شما رفتید و ما ماندیم و راه ناتمام......

 منبع : قافله شهدا

یکی از چیزایی که دوسشون دارم

سنگ لحده!!

جالبه نه؟

سقف خونه ی آخرت ما. . . .

دارم سعی میکنم به خودم تلقین کنم که

تــــــــــــــــو هـــــــــــــــم زدم!

پ.ن:

حالا خوبه توهم زدی ! بپا جوش نزنی!!

+شاید عاشق شده ام اما نه به تعبیر کوچه و بازاری!