یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

یک جنین

مغز نوشته های یک جنین

آخرین نظرات

۳۰ مطلب در دی ۱۳۹۰ ثبت شده است

چقدر دل نازک شدم جدیدا


پ.ن:

عوضی!

بودی که نیست

و

نبودی که هست!

تراژدی تلخ این روزها!


پ.ن:

خسته ام

از این همه سکوت مظلومانه

در برابر نگاه های ناباورانه

و ملتمسانه ی دلم !

دلم لک زده برا شنیدن صدات!

پ.ن:

چرا حرفایی زدی که پاش نتونی بایستی؟!

فقط بگو کدوم هفته کدوم روز

کجا منتظر رسیدنت شم

میخوام کاری بدم دست خودم که

خودم بهونه ی اومدنت شم

. . . .

پ.ن:

سپردی دست کی پیرهنت رو؟

+ این آلبوم جدیده علی لهراسبی وسط امتحانا بد چسبید ها! از بیکاری بود البته!

++ حرفای نا گفته زیاده ولی چه فایده گل من؟ داد و امون از این جدایی یی یی یی یاهاهاهاهاهاهاه :دی

هنوز هم به احساسم و حدسیاتم ایمان دارم

خدایی

حال کردی وقتی بهت گفتم یه اتفاقی داره می افته که بسیار نگرانم راجع بهش؟!

گفتی نه خبری نیست!

اما من میدونستم فقط هی خدا خدا می کردم که درست از آب در نیاد اینبار!

ولی خب

ماییم و حدسیاتمون که معمولا مطابق با واقعیته!

کلا کارم خیلی درسته!

برو حالشو ببر!


به شدت نیازمندم یکی نصیحتم کنه

چرت نگه

نصیحت کنه!


بی ربط :

چند تا دی وی دی پیدا کردم برا شونصد سال قبل یا یکی دوسال بیشتر!

کلی مداحی تصویری قدیمی دارم توش! ازینا که از وی اچ اس کپچر می کردن!

2 روزه دارم حال میکنما

جوووون!

این روزها که جرات دیوانگی کم است ،

بگذار باز هم به تو برگردم ...

بگذار دست کم ، گاهی تورا به خواب ببینم ...

بگذار در خیال تو باشم ...

بگذار...

بگذریم !



قیصر امین پور

فکر نمی کردم

با وابسته کردن به خودش

و بعدها بی محلی

لذت سادیستیک ببره!


فراموشی همیشه هم بد نیست

یه ضربه ای چیزی

که بشه یه مقداری از اون چیزایی که میخوام رو فراموش کنم

متاسفانه حافظه ی قوی ای دارم!!

پ.ن:

حکمتش رو که نمیدونم

اما میدونم علتش رو!

کاری نداشتم

جز پاشیدن هر روز مشتی احساس بر صورتش . . . .

و او پاک کرد

با سرانگشتش

تمام احساسم را !

پ.ن:

به قلم کسی که نیست!